شاید از صبح زود به این فکر کرده اید که چه هدیه ای بدهید، یا شاید دارید آلبوم عکس گوشی خود را ورق می زنید تا عکسی از خود و مادرتان پیدا کنید تا در لحظه ها پست کنید. اما مهم نیست که چه، این روز بی سر و صدا به ما یادآوری می کند: مقداری عشق باید هر چه زودتر ابراز شود. برای مراقبت از برخی افراد، نمی توانیم تا "بعدا" صبر کنیم.
او هرگز یک "سوپرمن" به دنیا نیامد.
وقتی کوچیک بودیم همیشه فکر میکردیم مادرانمون هر کاری میتونن انجام بدن.
او میتواند کودکی را که گریه میکند در یک بازو نگه دارد و ظرفی را با عطر تند وک در دست دیگر-هم بزند. او دقیقاً می داند که چقدر نمک در خانه باقی مانده است، کفش های چه اندازه می پوشید، و حتی تنقلاتی که به طور معمول به آنها اشاره کردید و می خواستید بخورید. او می تواند تمام شب را هنگامی که شما مریض هستید بیدار بماند و روز بعد شما را به موقع برای رفتن به مدرسه بیدار کند.
اما بعداً کم کم متوجه شدیم که مامان از همان ابتدا آسیب ناپذیر نبود.
قبل از اینکه «مادر» شود، دختر کوچکی هم بود که در کف دستش گرامی بود. او که از تاریکی میترسید، عاشق زیبایی بود و میتوانست خراب شود، رویاهای درخشان و دنیایی داشت که میخواست ببیند. گذشت زمان و آن مسئولیت سنگین بود که باعث شد بی سر و صدا جوانی اش را کنار بگذارد و تمام لطافت و لطفش را به ما بسپارد.
عمیق ترین عشق اغلب در "بیهودگی" پنهان می شود.
عشق مادری به ندرت زمین-در هم می شکند. بیشتر در آن برنامه های روزمره پنهان است که ما اغلب نادیده می گیریم.
این صبحانه همیشه گرم روی میز ناهارخوری در صبح زود است.
این جمله "لباس های بیشتری بپوش" است که صد بار قبل از ترک خانه شنیده اید.
همیشه این خط روی تلفن است، "من خوبم، نگران من نباش."
این اوست که همیشه می گوید: "من دوست ندارم غذا بخورم" اما تمام غذاهایی را که دوست دارید برای شما می گذارد.
همیشه فکر میکردیم نق زدن او آزاردهنده است، اما وقتی بزرگ شدیم متوجه شدیم که آن پچ پچهای بیپایان در واقع دغدغههای پنهان او بودند. در این دنیا، پر هزینهترین-رایگانترین و در عین حال زیادهرویترین لطف، عشق مادرانه است.
اهمیت روز مادر مربوط به "مراسم" نیست، بلکه "دیدن" است.
امروز لحظه های ما ناگزیر پر از گل و کیک و برکت خواهد بود. اما شاید بهتر باشد در مورد آن فکر کنیم: معنای واقعی روز مادر چیست؟
بحث این نیست که هدیه چه کسی گرانتر است، و نه به طور مکانیکی گفتن "تعطیلات مبارک". دیدن اوست: دیدن سختیهای او، دیدن خستگیهایی که پنهان میکند، دیدن اینکه او قبل از هر چیز یک زن مستقل است و فقط بعد از آن یک «مادر».
به جای اینکه آرزو کنیم "برای همیشه جوان بماند"، بهتر است برای او آرزو کنیم "یک بار برای خودش زندگی کند".
بهتر است الان بیشتر تماس بگیرید، بیشتر به او گوش دهید و به خانه بروید تا با او غذا بخورید نه اینکه منتظر بمانید تا پول بیشتری برای نشان دادن فرزندسالاری خود داشته باشید.
اعتراف امروز
مامان، ممنون که مامانم هستی
متاسفم زمانی آنقدر نابالغ بودم که تو را ناله می دیدم و تلاش هایت را بدیهی می دانستم.
از این به بعد اجازه دهید بهتر از شما مراقبت کنم. اجازه دهید شما را برای کاهش سرعت و لذت بردن از مناظر همراهی کنم.
تو بزرگ شدن من را تماشا کردی و با پیر شدن تو را همراهی خواهم کرد.
مامان، روز مادر مبارک! برای همیشه دوستت دارم.






